|
|
|
|
|
هيركانيا، گرگان نيست
مي دانيم كه گزنفون نويسنده و سردار يوناني در زمان هخامنشيان ميزيست. اين شخص همراه كوروشكوچك در لشكركشي عليه اردشير، به ايران آمد و بسياري از نقاط اين كشور را كه در آثار خود نام برده است، ازنزديك ديده و به عنوان محقق و سردار جنگي با ديگر نقاط اين كشور و وضعيت ساكنان آن آشنايي داشته است.بنابراين، آن دسته از اطلاعات تاريخي و خصوصاً جغرافيايي كه او در اختيار ما قرار ميدهد، سند موثق و ستكه جز با نوشتهاي همسنگ و همزمان ، نميتوان آن را رد كرد. اين نويسنده به صراحت مي گويد: «هيركانيان،همسايگان آشورند. از لحاظ عده محدود و بنابراين تابعاند.»(گزنفون 1371 / ص 142) به استناد نوشته گزنفونميتوان گفت كه هيركانه در جايي واقع بوده كه از يك سو به كادوسيه، از سوي ديگر با سكائيه، همسايه بودهاست. با توجه به اين كه سكائيه و كادوسيه ايالاتي هستند كه در غرب درياي كاسپين ن واقع بودهاند، چگونهميتوان گرگان را كه در منتهي اليه جنوب شرقي آن دريا قرار دارد، هيركانيا به شمار آورد؟. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 23:13 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کلمه ويل در اسامی بعضی از شهرها وروستاها ومناطق آذربايجان آمدهاست مانند آرتاويل(اردبيل)-لوندويل ـ ويله دره- ويلکيج و....اينکه معنی ويل چيست از کدام زبان وارد اين منطقه شده است جای بحث است بابا صفری در کتاب اردبيل در گذزگاه تاريخ در معنی آرتاويل آورده است آرتا به معنی مقدس وويل به معنی شهر . ولی به اين امر اشاره ننموده که اين کلمات از کدام زبان است . کلمه ويل در زبان فرانسه نيز به معنی شهر و منطقه بکار ميرود اين امر بيانگر اين است که در آذربايجان اسامی بعضی از مناطق وروستاها باقی مانده از زبان هندو اروپائی است. با اين حساب : ويلکيج: در گيلان زمين به کسانی که در کنار دريا اتراق می کنند گيليج وبه مناطق کوهستانی کيج می گفتند کلمه کيج در زبان تاتی هنوز هم به اين معنی بکار ميرود. پس کلمه ويلکيج به معنی شهر کوهستانی می باشد . آثار باستانی باقيمانده در روستاهای ويلکيج مخصوصا شير شير وحور تائيدکننده اين مدعا است لوندويل : لوند درزبان فرانسه به معنی پيش و جلوو پيشقراول ميباشد لوند ويل به معنی شهری که در جلوی دريا قرار دارد يا شهری که نسبت به شهرهای ديگر به دريا جلوتر است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کيوی : يکی از شهرهای خلخال ميباشدو اين شهر در بين اردبيل وهرو آباد واقع شده است. نام جديد آن کوثر است . اين آبادی از قديميترين آباديهای منطقه سنجبد می باشد کيوی :يکی از روستاهای بخش خورشرستم است وبه کيوی زاويه مشهوراست سوال: خصوصيات مشرک اين دو آبادی کدامها هستند ؟ جواب: ۱-هردو آبادی در دره واقع شده ودارای آب وهوای گرم ومعتدل می باشند. به تبع آن هردومنطقه دارای زمينهای مستعد وباغات فراوان دارند ۲-در هردو منطقه کبک فراوان وجود دارد. واهالی گوشت زمستانی خودرا از طريق شکار کبک تامين مينمايند ۳- هردو منطقه بعلت داشتن آب وهوای مناسب وگرم محل مناسب برای حکومت حاکمان بوده وآثار باستانی کشف شده دراين مناطق بيانگر اين است که که از قديم الايام محل اداری ولشکری صاحبان جاه وجلال بوده اند اما معنی کلمه کيوی : در زبان فرانسه کيوی به معنی پرنده ای با گوشت لذيذ ميباشد که مادر زبان فارسی به آن کبک ميگوئيم. شايد وجه تسميه اين دو محل وجود کبک زياد درآن دو منطقه باشد ناتور: ناتور روستايی است در نزديکی دربند مشکول واز توابع شهرستان کيوی می باشد ناتور در زبان فرانسه به معنی طبيعت محض ميباشد و وهقعا روستای ناتور دارای طبعتی محض واستثنائی دارد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:36 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آستارا: آستارا نام شهر مرزی دو آذربايجان چه معنی ذارذ ؟ نام قديمی اين شهر خشکه دهنه بوده وبعدا مسما به آستارا شده است . اينکلمه در فرانسه به معنی ستاره بوده بعلت داشتن شرايط آب وهوای مناسب وهمچنين بعلت داشتن زيبائيهای طبيعی به اين نام مشهور شده است . ليمير (لمر) : در اطراف شهرستان آستارا وتالش سه روستا بنام ليمير (لمر) موجود است ۱- روستايی در نزديکی آستا تقريبا حول وحوش قلعه ۲-روستايی در نزديکی چوبر ۳-روستايی در اطراف اسالم اما معنی لومر در زبان فرانسه به معنی درياست به سبب اينکه اين روستاها در کنار دريا ويا مرداب قرار گرفته اند به لومر يا دريا مشهور شده اند . لازم به توضيح است که ليمير چوبر قبلا توسط مرداب پالاسی محاصره و محاط شده بوده است . در تاريخ تالش نوشته آقاجانی آمده است که هنگام لشگر کشی قليچ خان به تالش اين قشون هنگام عبور از مرداب پالاسی با مقاومت مبارزان تالشی روبروشدند
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
درسالهای۱۷۴۷-۱۷۴۴ قيامهای پرعده ای در گيلان رخ داد.ابتدا در تابستان ۱۷۴۴ بود که تالشی هابنای شورش را نهادند به گفته ی ناظر مردم تالش دباره بلوا راه انداختند.اين جنبش که درزير شعار سرنگون کردن نادر ودر ابتدا تصرف آستارا ظاهر گرديد تاثيرعميقی در تمامی گيلان نمود .به شهادت معاصران،در سراسر گيلان وحشت وخطر عميقی بوجود آمد قشونی که برای آرام کردن تالشيها فرستاده شد، روستاهای تصرفی آنان را ويران کرد و۲۵ نفر از مسببين را دستگير کرده به دربار شاه فرستاد با وجود اين شورش با نيروی تازه ای شعله بر افروخت وتا فوريه سال ۱۷۴۶ ادامه پيدا کرد شورش گيلان هم مانند ساير شورشها به تشديدفشار مالياتی بر مردم مربوط ميشد در راس قيام کنندگان کلب حسين بک قرار داشت که سرپيچی خودرا از شاه اعلام کرده بود.اين موضوع به ويژه مويد آن بود که ساکنان تالش با منتهای سعی به سوی او می شتافتند وبدين وسيله خود را محافظت و مواظبت می کردند.نادر برای سرکوبی اين قيام سپاهی مرکب از يک ونيمهزار جنگجو روانه ساخت با وجود اين نتوانست موفقيتی بدست آورد پس از اين ماجرا سپاهی مرکب از ۳۰۰۰افغان برای مقابله با قيام کنندگان اعزام گرديد. سرکرده های نظامی شاه ناچار به تالشی ها وعده دادند که اگر آنها داوطلبانه به مبارزه پايان دهند بخشيده خواهند شد قشر بالای قبايلی کهدر قيام تالشی ها شرکت کرده بودند به مردم خود خيانت کردند وبا اعتراف به گناه خود به اردوی شاه رفتند پس از اين جريان بخشی از کدخدايان روستاهای تالش وآستارا به کمک آنها اسير گرديدند. بسياری از آنها را بمنظور گرفتن مالياتهای پس افت وجريمه های سنگينی که به آنها بسته شده بود زندانی کردند وبرخی رانيز به کنده بستند . جنبش شکست خورد .نيروی اصلی قيام کشاورزان وچادرنشينان بودند .پيوستن قشر بالای قبايل به شاه سرکوبی قيام را تسريع کرد. گيندفورد سفير انگليس در روسيه درابتدای سال ۱۷۴۷ پس از دريافت گزارشی از ايران به لرد چسترفيلد وزير متبوع خود خبر داد:
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
نا رامسیننارامسین (محبوب سین) فرزند منیش توزو همان دل و جرات پدر بزرگش را سارگون را داشت و مانند او ی «اقوامی که در شفق و طلیعه تاریخ آسیای مقدم پدیدار شدند ، سومریان ، سوبارها، هوریان، ایلامیان، کوتیان ، کاسیان، میتانیان و هیتیان از این گروه (اقوام ترک) اند. ولی اکدیان، آشوریان، آرامیان، یهودان و سامیان محتمل است از این گروه باشند»,(2ك قهرمان افسانه ای گرید تقریبا سرتا سر دوران سلطنت طولانی او(2218_2254) ل2) Gunaltay Semseddin, Turk Tarihinin ilk devirlerinden Yaki Sark, Elam ve Mezopotamys, Ankara, 1937, pg 116-117
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 20:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
زبان هوري- اورارتويي، يك زبان قفقازي شرقي جاعلان ضدايراني و پان تركيست (صديق، زهتابی)، به پيروي از آموزگاران پان تركيست شان در آنكارا و باكو، جديداً ادعا مي كنند كه اقوام هوري، اورارتو، كسپي، كاسي، گوتي، لولوبي، تپور، مانا، امرد و... همگي گروه هايي ترك اند! افزون بر اين، آنان ادعا مي كنند كه ديگر اقوام بدون خويشاوند، مانند ايلاميان و سومريان نيز ترك بوده اند. اما حقيقت آن است كه گروه زبان هاي هوري، سومري، و ايلامي، با هم پيوندي ندارند و در گروه هاي متفاوتي دسته بندي مي شوند. زبان هاي ايلامي و سومري، به گروه زباني منفردي متعلق اند و زبان هاي هوري- اورارتويي به گروه قفقازي شمال شرقي تعلق دارند. ادعاي تركي بودن اين سه زبان، از ريشه غلط است چرا كه اين سه زبان حتا با يكديگر نيز خويشاوند نيستند!
نگاهي به جايگاه جغرافيايي اين اقوام، نشان مي دهد كه هيچ كدام از آنان، به جز مانا، در استان آذربايجان ايران ساكن نبودند: گوتي ها عمدتا در كردستان كنوني ساكن بودند، لولوبي ها بيش تر در لرستان امروزي، تپورها در مازندران و گيلان كنوني، هوري ها و اورارتوها در شرق آناتولي، و كسپي ها در مركز و غرب ايران. به همين سان، سومريان در مركز و جنوب عراق ساكن بودند و ماندگاه اصلي ايلاميان نيز استان خوزستان كنوني بود. گويندگان كنوني اين زبان هاي قفقازي شمال شرقي، شامل چچن ها، لزگي ها، اينگوش ها، آوارها و ديگر مردم قفقازاند. اگر ما ديدگاه بيش تر دانشمندان را مبني بر اين كه همه اين اقوام با هوري ها و اورارتوها خويشاوند بودند بپذيريم، پس هيچ يك از آن ها مردماني آلتاييك نمي باشند. در دنيا حتا يك دانشمند نيز وجود ندارد كه مدعي ارتباط ميان «ترك- مغولان» و «هوري ها» باشد. مردم هوري- اورارتويي به زبان قفقازي شمال شرقي سخن مي گفتند كه از شاخه ي زبان هاي آلتاييك جدا و مستقل است. براي نمونه، زبان هاي قفقازي مانند برخي زبان هاي هندواروپايي و ايراني نظير « كردي كورمانجي» و «اوستايي»، زبان هايي Ergative هستند اما حالت Ergativity در زبان هاي آلتاييك وجود ندارد. از طريق گونه شناسي زبان ها نمي توان همريشگي آن ها را ثابت كرد و حتا پيوند فرضي ميان دو خانواده زباني اورال-آلتايي نيز اثبات نشده (Britannica: Ural and Altaic) (7) و هر روز هم احتمال آن كمتر مي گردد. آيا مي توان مدعي شد كه چون زبان هاي اوستايي و سومري و اورارتويي Ergative مي باشند پس اين سه زبان از يك ريشه اند؟!
دياكونوف مي نويسد: آلبانهاي قفقاز مردمي بودند كه در آران پيش و پس از آغاز اسلام زندگي مي كردند و نام آران به آن ها تعلق دارد. آن ها نيز يكي از اقوام قفقازي زبان بوده اند. هيچ خويشاوندي بين آلبانهاي قفقاز و آلباني هاي اروپا كه زبان هندو اروپايي دارند وجود ندارد و نام مشترك دو قوم مختلف مي باشد. موسي خورني، تاريخ نويس ارمني كه در قرن پنجم مي زيسته درباره آلبان ها اطلاعات خوبي مي دهد. او مي گويد كه اين سوباریان: بر گرفته از دانشنامه بریتنیکا(17). «همان هوریانها یا خویشاوند نزدیک هوریانها می باشند که در شمال بین النهرین در اواخر هزاره سوم پیش از میلاد حضور بافتند.» متن اصلی: Subarians (identical with, or near relatives of, the Hurrians, who appear in northern Mesopotamia around the end of the 3rd millennium BC).
درباره زبان تپورها و هيركاني ها و آماردها و اناري ها و كادوسي ها و كسپي ها و ويتي ها و غيره ما امروز اطلاعاتي نداريم. به احتمال، بخشي از جمعيت اين اقوام نيز گروهي از مردم هوري بودند ولي اين يك حدس است. دانشمندان غربي و به ويژه يوناني مانند هرودوت و استرابن و گرنفون و بطلميوس و پلوتارك از اسامي برخي از اين اقوام را ذكر نموده ولي اطلاعاتي درباره زبان هاي آن ها به ما نرسيده است. براي نمونه، از ماناها و تپورها و امردها هيچ اثر زبان شناختي اي بازنمانده كه براساس آن به نوع زبان آن ها پي ببريم. از بيش تر اين اقوام به جز چند نام (نام مكان و نام اشخاص) چيز ديگري به عنوان معياري براي شناسايي زبان ها آن ها باقي نمانده است و بر اساس همين نشانه، زبان غالب اقوام بومي غرب و شمال غرب ايران «قفقازي» يا «زاگرو - ايلامي» دانسته و خوانده شده است. هيچ كدام از اقوام ياد شده در مقاله، با ترك ها (زرد پوستان آسياي ميانه) خويشاوندي نداشتند و هيچ دانشمندي ادعا ترك بودن آنان را نكرده است. (17) "History of Mesopotamia." Encyclopædia Britannica. 2004. Encyclopædia Britannica Premium Service. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 20:10 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حـــور(هـــور) ـ هـــوریان ـ اردبیــل |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 19:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قانلــــــــی یورت یکی از ییلاقهای سرسبز ودیدنی دهستان حـــــور واقع در حد مرزی استانهای اردبیل وگیلان است . این ییلاقات از طرف شرق مشرف به جنگلـــــــــــــــــها ودریای خـــــــــــــزر از طرف غرب متصل به روستاهای حـــــــور ؛ سقرچی وسوها از طرف شمال مشرف به ییلاقات نیارق واز طرف جنوب مشرف به ییلاقات خطبه سرا ولیسار می باشد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 11:13 توسط
|
|
||